مجموعهمقالات روشنفکری در مورد غربزدگی است که آل احمد با قاطعیت و استواری بیان نموده، قاطعیت و شهامت در دورانی که سخنانی اینچنین گفتن در توان هرکسی نیست. جلال، راحت و استوار و قاطعانه حرفش را زد و باعث شد تا بسیاری از سخنگویان آن دوره شهامت یابند و پا در جای پای او بگذارند و این شهامت و تاثیرگذاری او در نظر موافقانش و چه مخالفانش غیرقابلانکار است؛ گرچه به زبان چیز دیگری بگویند.
غربزدگی آفتی است که ار غرب میآید و ما کشورهای جهان سومی و از پیشرفت وامانده را مانند طاعون گرفتار و بیمار میکند. آدم غربزده ریشه و بنیادی ندارد، نه شرقی مانده، نه غربی شده؛ هرهری مآب و چشم و گوش بسته از آداب و سنن و فرهنگ غرب تقلید میکند.
جلال در این باره میگوید: «غربزدگی میگویم همچون وبازدگی. و اگر به مذاق خوشایند نیست، بگوییم همچون سرمازدگی یا گرمازدگی. اما نه، دستکم چیزی است در حدود سنزدگی.»
و در جای دیگر: «آدم غربزده هرهری مذهب است به هیچچیز اعتقاد ندارد اما به هیچچیز هم بیاعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است همهچیز برایش علیالسویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است.»
جلال آل احمد متولد آذر ۱۳۰۲ و براساس برخی روایتها ۱۱ آذر ۱۳۰۲ در تهران و درگذشته در ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ میباشد. او همسر سیمین دانشور بوده و همینطور از تاثیرگذاران مهم جنبش روشنفکری و نویسندگی ایران است. وی علاوهبر نویسندگی، با ترجمههای متعدد خود نیز نقش زیادی در پیشبرد ادبیات معاصر ایفا کرد.