سیندخت، رمانی به سبک نگارش قرن نوزدهم اروپاست که در آن «علی محمد افغانی»، تصویری از جامعهای رو به مدرنشدن، زندگی طبقات مختلف اجتماعی و از همه پررنگتر، جایگاه اجتماعی زنان را با حوصله و دقت و جزئیات فراوان، ارائه میکند. نوعی رئالیسم اجتماعی ایرانی.
رمان «سیندخت» اثر علیمحمد افغانی که به همت نشر نگاه منتشر شده، نمونهای درخشان از رئالیسم اجتماعی در ادبیات معاصر فارسی است. این اثر، با بهرهگیری از زبانی روشن و روایتی بیتکلف، پرده از مناسبات طبقاتی و جنسیتی جامعهای در آستانهی مدرنشدن برمیدارد.
ماجرای کتاب حول زندگی سیندخت، دختری از طبقهی فرودست، و مهندس فرزاد، مدیر کارخانهای صنعتی، میگردد. پیوند عاطفیای که میان این دو شکل میگیرد، بستری میشود برای پرداختن به مسائلی چون فاصلهی طبقاتی، شأن اجتماعی زن، و تعارض میان اخلاق سنتی و میل به نوگرایی. نامهی بلند سیندخت که بخش مهمی از ساختار رمان را تشکیل میدهد، با بیانی سرشار از صداقت و تجربهی زیسته، درونمایههای اثر را برجسته میسازد.
افغانی در این رمان نیز همچون آثار پیشین خود، با دقتی جامعهشناختی و چشمی تیزبین، وجوه پنهان زندگی مردم عادی را واکاوی میکند. شهر گرم و خشن اهواز نهفقط پسزمینهی روایت، بلکه خود یکی از شخصیتهای اثر است که خشونت محیطیاش بر زیست و تصمیمهای کاراکترها سایه افکنده است.
«سیندخت» اثریست تأملبرانگیز، انسانی، و عاری از اغراق، که با نثری روان، خواننده را به تماشای درونیات زنانی فراموششده در بطن جامعهای مردسالار دعوت میکند.