در این کتاب که هدف آن شرح باستانشناسى و تاریخ و تمدن ایرانى است، از لحاظ جغرافیایى، از حدود غربى نجد ایران -جز اندکی- بحث نخواهد شد. در نظر جغرافىدانان، نجد مذکور در مشرق به کوههایى که سند را احاطه کردهاند پایان مىیابد، اما این بخش شرقى همیشه جزو شاهنشاهى پارس نبوده است. بدین وجه، خواننده در این کتاب از گذشتهی مادها و پارسیان، مخصوصا قوم اخیر، که نخستین شاهنشاهى جهانى را تشکیل دادند و معرف مهمترین قسمت این شعبه از ملل آریایى -یعنى ایرانیان- بودند، آگاه خواهد شد. در عهد باستان، محوطهاى که اقوام ایرانىالاصل -یعنى آنان که جزوى از قسمت شرقى خانوادهی بزرگ هند و اروپایى بودند- در آن سکونت داشتند، بسیار پهناور بود. ایرانیان از شط فرات تا آسیاى غربى و مرکزى و حتى سرحدهاى چین، و از روسیهی جنوبى تا مصب شط سند را اشغال کردند. پارسیان و مادها، سگزیان و سرمتها، خوارزمیان، سغدیان و بلخیان، کوشانیان و سکاییان، هفتالیان و ساکنان واحههاى ترکستان چین، اقوام ایرانىاى بودند که در اعصار مختلف، ممالک خود را تشکیل دادند، تمدنهایى براى خود به وجود آوردند و هنر خویش را طرح ریخته پرورش دادند. این اقوام ایرانى، که بخشى از آنان خانهنشین و بخش دیگر بدوى و متحرک بودند، جهان قدیم را سه قسمت کردند: خود آنان مرکز را اشغال نمودند و بدین وسیله مغرب -یعنى تمدنهاى سامى و یونانى و رومى- را از شرق اقصى یعنى چین و هند جدا ساختند. بنابراین بهسهولت مىتوان به اهمیت وظیفهی میانجىگرى که اقوام ایرانى در تماس و نزدیکى بین فرهنگهاى غربى و شرقى و همچنین در توسعهی تمدن جهانى داشتند، پى برد. صفحات آینده شامل تاریخ گذشته ایران (به معنى اخص) است، یعنى تاریخ قوم پارس که وظیفهی عمده را در حیات اقوام ایرانى ایفا کرده است. تتبعات باستانشناسى که در جریان است، قطعا روزى موجب خواهد شد تاریخ اقوام ایرانى دیگر که قسمتى از ایران خارجى را (به قول یک خاورشناس معروف) تشکیل مىدادند، تألیف شود.