جزیرهی کاریبو دنبالهای استادانه بر پرفروشترین اثر ون یعنی روایت یک خودکشی است که در آلاسکا داستانی تاریک و جذاب را روایت میکند. تراژدی از سطور اول کتاب شروع میشود و حتی اجازه نمیدهد یک نفس راحت بکشید. داستانی از یک ازدواج که با خشم و پشیمانی و پسزمینهی عشق و ترس، در حال فروپاشی است. روایتی عاطفی و قدرتمند از مبارزه و انزوا؛ قصهای که با خونسردی یک تراژدی ناب خانوادگی با لایههایی تودرتو را در فضایی سرد و تاریک به تصویر میکشد و درحالیکه کنارگذاشتن کتاب ممکن است خواننده را از آن نجات دهد، اما نمیتواند از خواندنش دست بکشد و در عمل شاهد پرترهای سرسختانه از آنچه میتواند برای زندگی اتفاق بیفتد هستیم.
در این کتاب استفاده از سرمای طاقتفرسای آلاسکا در کنار سردردهای عجیب و بدون منشأ پزشکی آیرین، بهعنوان استعارهای برای فروپاشی استفاده شده است؛ بهمنی که فرو میریزد و همهچیز را از بین میبرد. با خواندن این کتاب چراهای زیادی در کنش شخصیتها ذهن شما را میآزارد، اما نویسنده بهطرزی عجیب به آنها پاسخ داده است.
دیوید ون نویسندهای است که آثارش به بیست زبان منتشر شدهاند، پانزده جایزه از جمله بهترین رمان خارجی در فرانسه و اسپانیا را به دست آورهاند و در فهرست هفتادوپنج کتاب برتر سال در دوازده کشور جهان قرار گرفتهاند. ون برای نیویورک تایمز، آتلانتیک، اسکوایر، سانست، مجلهی منز، مک سوین و بسیاری از نشریات دیگر نوشته است.
به گفتهی دیوید ون او در این کتاب جزئیات زندگیاش را به اشتراک گذاشته است. وی در سال 1966 در جزیرهای در آلاسکا به دنیا آمد. جزیرهای تاریک که همیشه هوا ابری و بارانی بود و آنها فقط دو هفته در سال خورشید را میدیدند. بدین ترتیب تجربهی شخصی او که از مناظر و آبوهوای آلاسکا در جزیرهی کاریبو مشهود است و بدین دلیل واقعی به نظر میرسد چون با پوست و گوشت و استخوان درک شده است. چهبسا شخصیت اصلی این کتاب آلاسکاست؛ چشمانداز سیاه و خشن و وحشی این منطقه!