«چه فایدهای دارد که به کسی مرگی زیبا ببخشی، اگر نتوانی برای خودت یک زندگی زیبا بسازی؟»
از روزی که کلُور بروکس در مهدکودک شاهد مرگ ناگهانی معلمش هنگام تعریف داستان پیتر خرگوشه بود، ارتباطش با مرگ قویتر از ارتباطش با زندگی شد. پس از آنکه پدربزرگ محبوبش که او را بزرگ کرده بود، در حالی که کلُور در سفر بود، بهتنهایی از دنیا رفت، او تصمیم گرفت در نیویورک بهعنوان یک مامامرگ فعالیت کند و زندگی خود را وقف کمک به افراد در گذر از آخرین لحظاتشان کند.
کلُور چنان غرق در دنیای افراد در حال مرگ است که خود هیچ زندگیای ندارد؛ تا اینکه آخرین آرزوی زنی سالخورده و پرشور، او را به سفری در سراسر کشور میکشاند تا راز یک داستان عاشقانهی فراموششده را کشف کند و شاید پایان خوش خودش را نیز پیدا کند. کلُور درحالیکه با چالشهای ناشناختهی عشق و دوستی روبهرو میشود، باید به این فکر کند که واقعا چه میخواهد و آیا جرأت رسیدن به آن را دارد یا نه.
رمان مجموعهحسرتهای کلُور، اثری تأملبرانگیز، هوشمندانه و امیدبخش است برای طرفداران کتابهایی مانند کتابخانهی نیمهشب، که مرگ را که معمولا یک تابو است به دلیلی برای جشنگرفتن زندگی تبدیل میکند.
میکی برامر، روزنامهنگار استرالیایی ساکن نیویورک است که پیشتر در فرانسه و اسپانیا زندگی کرده است. او برای نشریات دربارهی طراحی، معماری و هنر مینویسد. «مجموعهحسرتهای کلُور» نخستین رمان اوست.
«اثری کمنظیر دربارهی سوگ، عشق و روابط انسانی که برای دوستداران کتابهایی که مانند آغوشی گرم هستند، جذاب خواهد بود.»
بوکپیج
«برامر با ظرافت و احساس، دنیای پیچیدهی سوگ را به تصویر میکشد. این کتاب علیرغم موضوع سنگینش، هرگز تاریک یا ناامیدکننده نیست، بلکه داستانی زیبا دربارهی تعلق، ارتباط و معنای واقعی زندگیکردن است.»
شلفآوارنس
«رمانی تأثیرگذار و پادزهری ادبی برای زمانی که زندگی بیحرکت به نظر میرسد.»
جسیکا جورج
«رمانی پر از احساس، خرد و امید که با حساسیتی عمیق به مسائل مهم زندگی میپردازد و درعینحال، امیدی شیرین به آینده میبخشد.»
سارا هیوود
«داستانی زیبا، تکاندهنده و الهامبخش دربارهی مرگِ بدون ترس و دعوت به زندگیکردن بدون حسرت. این کتاب دلگرمکننده و پر از احساس، خوانندگان را عمیقاً تحت تأثیر قرار خواهد داد.»
فریا سمپسون
«داستانی دلنشین دربارهی دوستیهای غیرمنتظره، عشقی قدیمی و یافتن شجاعت برای بهترین زندگی ممکن.»
لوسی دایموند