فرنسیس هاردینگ، نویسندهی بریتانیایی، در رمان نفرینشکن نشان داده که استاد خلق جهانهایی خیالی، پیچیده و عمیق است. دنیایی که همزمان شگفتانگیز و تاریک، وهمآلود و صمیمی، پر از عناصر جادویی و استعاری است و در دل آن، نوجوانی پانزدهساله به نام کلن با قدرتی ویژه زندگی میکند: او میتواند نفرینها را باطل کند. اما در جهانی که نفرین بهسادگی اتفاق میافتد و انسانها به حیوان یا سنگ یا اشیا تبدیل میشوند، باطلکردن نفرین فقط یک قدرت نیست، یک خطر دائمی است.
خانوادهی کلن بافندهاند، اما او نمیتواند پارچهها را لمس کند. چون وقتی به چیزی دست میزند، تاروپود آن متلاشی میشود. فرنسیس هاردینگ یک ویژگی استعاری قوی از تفاوت و طردشدگی برای کلن در نظر میگیرد و او را با توانایی نادری معرفی میکند. کلن نفرینشکن است؛ کسی که میتواند جادوهای تاریک و نفرینهای سیاه را باطل کند. او قهرمانی است که نه شمشیر دارد و نه جادو. شجاعت، آسیبپذیری، مسئولیتپذیری و ترس ویژگیهایی هستند که نویسنده برای کلن در نظر میگیرد تا شخصیتی چندلایه را به مخاطب نشان بدهد که بتوان او را باور کرد، دوست داشت و با او همذاتپنداری کرد.
نتل، دوست کلن و همراه همیشگیاش در ماجراجوییهای رمان نفرینشکن، دختری است که پیشتر نفرین شده و به حواصیل تبدیل شده بود. او حالا دوباره انسان شده، اما بخشی از وجودش هنوز با پرواز گره خورده است. فرنسیس هاردینگ با خلق شخصیت نتل بهزیبایی نشان میدهد که نفرینها چگونه اثر خودشان را بر زندگی ما میگذارند، حتی اگر باطل شوند.
نفرینشکن ترکیبی ماهرانه از ژانرهای فانتزی سیاه، معمایی و ماجراجویی است. ساختار داستان پر از پیچوتابها، گرهها، سرنخها و چرخشهایی است که خواننده را بارها غافلگیر میکند.
اگر از طرفداران نویسندگانی چون نیل گیمن، فیلیپ پولمن، جی. آر. آر. تالکین یا کورنلیا فونکهاید، این رمان کاملا شما را راضی خواهد کرد.
رمان نفرینشکن که نشر افق با خرید حق انحصاری نشر اثر به زبان فارسی و با ترجمهی پیمان اسماعیلیان منتشر کرده است، تنها یک ماجراجویی فانتزی نیست؛ بلکه سرشار از نمادها، تمثیلها و مفاهیم عمیق انسانی است.