در دوازدهمین دفتر از مجموعه کمیکهای «فلش: انقلاب یاغیها»، که با ترجمهی محمدصالح نورانیزاده از سوی نشر باژ منتشر شده است، پردهای نو از ماجرای نبرد حق و قدرت در پیش چشمان خواننده گشوده میشود. در این بخش واپسین از خط داستانی «انقلاب یاغیها»، یاغیان که تا پیش از این دشمنانی متفرق و خودمختار به شمار میآمدند، اکنون در هیئتی تازه و اتحادی نیرومند گرد آمدهاند؛ اتحادی که به سردمداری گِلایدر طلایی -خواهری خشمگین و مصمم- به تهدیدی تمامعیار بدل شده است.
در این کشاکش، فلش، قهرمان همیشه شتابزدهی داستان، با دشمنانی روبهروست که نهتنها از نیروی فیزیکی، که از انسجام و هدفمندی بهرهمندند. جدال دیگر تنها در میدان نبرد نمیگذرد، بلکه ذهن و اراده را نیز به چالش میکشد. در این میان، پیوند میان گذشته و اکنون، و فاصلهی باریکی که میان عدالت و انتقام کشیده شده، زمینهای میسازد برای پرسشهایی ژرف دربارهی ماهیت خیر، مسئولیت قدرت، و شکنندگی انتخابهای اخلاقی.
طرحهای تصویری جلد و صفحات درون، به رسم آثار فرانسیس ماناپول، با جزئیاتی هنرمندانه و رنگهایی پویا، روحی زنده به روایت بخشیدهاند. لحن روایت همچنان پویا، جدی و روبهتکامل است؛ چنانکه گویی هر قاب، تکهای از جهانیست که میان سرعت و سکون، میان نور و سایه، در نوسان است.
این جلد، فراتر از یک قسمت پایانیست؛ اعلام موجودیتی تازه برای کسانیست که تا دیروز یاغی خوانده میشدند، و امروز سودای سلطه دارند. «فلش: انقلاب یاغیها ۱۲» داستانیست دربارهی گذار، دربارهی تصمیمی که آینده را میسازد.