این اثر، صلاحیت نظام را بهعنوان کارگزارى پنهانى در ایجاد برنامههاى نئولیبرالى بررسى مىکند و بحث نیروهاى بالقوه مخالف و جایگزینهاى جهانىسازى را پیش مىکشد.
مزیت کتاب حاضر آن است که هیأتهاى داورى بینالمللىِ سهیم در آن، پرسشهایى را دربارهی جهانىسازى، از زوایاى مختلف مطرح مىسازند که منجر به ایجاد دیدگاهى تازه دربارهی این جنبش پرنفوذ مىگردد. جهانىسازى بهجاى آنکه تأثیر متقابلِ محدودِ عوامل اقتصادى در صحنهی جهانى تلقى گردد بهعنوان استراتژىهاى اجتماعى و اقتصادى قلمداد شده که به هزینهی بخشهاى اجتماعى و انسجام اجتماعى، اولویت را به نیروى بازار داده است. موضوعات مورد نظر مقالات، نیروهاى کار؛ پیامدهاى جهانىسازى در هند، کرهی جنوبى، و تایلند؛ تعددگرایى ناحیهاى در نتیجهی تکامل سرمایهدارى جهانى؛ و تأثیر متقابلِ احادیثِ دانشهاى غربى و غیرغربى را در برمىگیرد. این کتاب همچنین پیروان گرامشى، قواعد فرضیه، فرهنگگرایان، و شیوههاى مارکسیستى براى جهانىسازى را مورد ملاحظه قرار داده است.
اثر تفکربرانگیز پیش رو، براى تمام آنهایى که به توسعه و جایگزینهاى بالقوه براى جهانىسازى علاقهمندند، منبعى اساسى محسوب مىگردد و براى دانشجویان رشتهی سیاسى، اقتصاد سیاسى بینالمللى، و مطالعات توسعه، ارزش ویژهاى دارد.