«گروه محکومین» یکی از داستانهای کوتاه و مشهور فرانتس کافکاست که نخستینبار در سال ۱۹۱۹ منتشر شد. این اثر، همچون دیگر نوشتههای کافکا، فضایی سنگین، نمادین و سرشار از ابهام دارد و پرسشهای عمیق دربارهی عدالت، خشونت و سرنوشت انسان را پیش میکشد.
داستان در جزیرهای دورافتاده میگذرد؛ جایی که دستگاهی مخوف برای اجرای حکم مجرمان ساخته شده است. این ماشین، با روشی پیچیده و هولناک، گناه فرد محکوم را بر بدن او حک میکند تا او در لحظات پایانی مرگ، معنای عدالت را دریابد. در این میان، شخصی بیگانه برای تماشای این اجرای حکم دعوت میشود و بهتدریج در برابر پرسشی سهمگین قرار میگیرد: آیا چنین شیوهای، عدالت است یا قساوت؟
کافکا در این داستان، دنیایی میسازد که در آن مرز میان قانون و خشونت، عدالت و انتقام، بهطرزی هولناک محو میشود. فضای استعاری اثر، نقدی است بر نظامهای بیرحم و اقتدارگرایی کور که فرد را بیاختیار در برابر دستگاه قدرت قربانی میکنند.
«گروه محکومین» داستانی است تکاندهنده و تفکرانگیز که خواننده را با پرسشهایی بنیادی دربارهی اخلاق، انسانیت و ماهیت عدالت تنها میگذارد.