عنوان این کتاب، «قورباغه را بخور»، برگرفته از ضربالمثلی قدیمی است که طبق گزارشات به مارک تواین نسبت داده شده است، که میگوید: «اگر اولین کاری که هر روز صبح انجام میدهید خوردن یک قورباغهی زنده است، میتوانید روز را با رضایت از دانستن سپری کنید. این احتمالا بدترین کاری است که باید در طول روز انجام دهید.» البته قورباغه استعارهای است از مهمترین وظیفهی شما، که باارزشترین نتیجه را به همراه خواهد داشت، اغلب نتیجهای که اگر اکنون آن را انجام ندهید، احتمالا آن را به تعویق میاندازید.
رویکرد این کتاب بیشتر کار، تجارت، فروش و موفقیت مالی است؛ اما برخی ایدههای بهرهوری کلی در کتاب وجود دارد که میتواند در هر زمینهای از زندگی اعمال شود؛ مثلا اگر سلامتی و تناسب اندام شما درحالحاضر مهمترین چیزی است که برای شما مهم است، پس مطمئنا اولین تمرین صبحگاهی میتواند قورباغهی شما باشد.
کتاب «قورباغه را بخور» فقط یک کتاب درخصوص مدیریت زمان یا بهرهوری نیست (مثلا چگونه کارهای بیشتری انجام دهیم)، بلکه کتابی است دربارهی چگونگی انتخاب و مقابله با اولویتها (چگونه ابتدا مهمترین کار را انجام دهیم). کتابهای زیادی درخصوص مدیریت زمان وجود دارد؛ اما دربارهی نحوهی اولویتبندی، کتابهای زیادی وجود ندارد و «قورباغه را بخور» یکی از معدود موارد است.