| من در این لحظه فقط تختم را میخواهم، حتی اگر موشکی میان آن اصابت کند...|
بلاتکلیف دربارهی سفری تمامشده اما ناتمام است. سفری به شهر استانبول که قرار بود چهار شب و پنج روز باشد، از بیستم تا بیستوچهارم خرداد 1404. تا اینکه در آخرین روز سفر و پیش از پروازِ گروه به تهران، اسرائیل به ایران حمله کرد و جنگی آغاز شد که بعد از دوازده روز با خسارات فراوان دو طرف به پایان رسید و به جنگ دوازدهروزه معروف شد. ضابطیان با نثری دلنشین و لحنی صمیمانه، تجربهی خود و همگروهیهایش را از آن روزهای تردید، بلاتکلیفی و دلهره روایت میکند. این سفرنامهی متفاوت که در کمترین فاصله از تجربهی اصلی نوشته شده، پُر از جزئیاتِ زنده و گزارشهای بیپرده است و تا آخرین صفحه نمیتوانید آن را کنار بگذارید.
منصور ضابطیان روزنامهنگار، نویسنده، مجری و تهیهکنندهی ایرانی است که کار حرفهای را با روزنامهنگاری شروع کرد و مصاحبهها و گزارشهای مختلفی برای مجلات و روزنامههای حیات نو، چلچراغ، گزارش فیلم و کلک مینوشت. او در سال 1378 کار در تلوزیون را آغاز کرد. سبد، مردم ایران سلام، جغرافیای فریاد، فرش واژه، نقره، رادیو هفت و صدبرگ از معروفترین کارهای او در تلوزیون است. اولین سفرنامهی ضابطیان که مورد استقبال گستردهی مخاطبان قرار گرفت مارک و پلو نام دارد که حاوی شرح سفرهایش در قالب مصاحبه و گزارش به کشورهای فرانسه، اسپانیا، لبنان، هندوستان، ایتالیا، اتریش، ارمنستان، کره جنوبی و آمریکاست. از دیگر سفرنامههای پُرمخاطب او میتوان به سباستین، چای نعنا، دو دستی، نوشابهی زرد و استامبولی اشاره کرد.