گابریل گارسیا مارکز این رمان را در سالهای جوانی و بهشکل داستانی دنبالهدار برای مطبوعات نوشته است. بعدها بخش عمدهای از مقالات و داستانهای او، ازجمله همین رمان، در کتابی با عنوان نوشتههای کرانهای منتشر شد. مارکز با بهرهگیری از باورهای بومی، تخیل کمنظیر و شیوههای مختلف نوشتن، از داستانی مرموز رمانی جذاب و تأملبرانگیز پدید آورده است.
به نظر من این داستان یکی از بهترین نوشتههای اوست.
بهمن فرزانه
داستانی مرموز، کتابی است حاوی مجموعهای از نوشتههای گابریل گارسیا مارکز، نویسندهی محبوب و مشهور اهل کلمبیا. این نوشتهها در زمانی که گارسیا مارکز هنوز نویسندهی مشهوری نبود، در ستونی در روزنامهی اونیورسال در کلمبیا چاپ میشد. قبلتر از آن، مارکز، بهخاطر شورش (درگیریهای بوگوتازو) در کشورش و تعطیلی دانشگاه، مجبور شد به شهری دیگر و پس از آن نیز مجددا به شهری دیگر کوچ کند و در آنجا بود که دست سرنوشت او را با روشنفکری اهل ادبیات، آشنا کرد و این شد که او برای نوشتن در آن روزنامه مهیا شد.
«داستانی مرموز» روایت جالب و تخیلی از زندگی زنی (مارکیز) دارد که شوهرش (بوریس)، به هندوستان رفته است! بوریس هر هفته چهارشنبهها برای او هدایایی عجیب و غیرمنتظره ارسال میکند. در این داستان اشیا بهنحوی خاص جان دارند و با خانم مارکیز ارتباط برقرار میکنند. نویسنده بهنحوی از شرایط زن شرح میدهد که گویی واقعا او و شوهرش و همهی آن اشیا و آدمها واقعا زنده هستند. (سبک سوررئالیسم(