دوس پاسوس در دوران مترقی خود، یعنی پیش از جنگ داخلی اسپانیا (زیرا پس از این جنگ مرتجع شد)، آزمایشگرترین نویسندهی آمریکا بود. در رمانهای بزرگ او، یو. اس. ای. و منطقهی کلمبیا و منهتن ترنسفر، قهرمان داستان فرد معینی نیست، بلکه خود جامعهی آمریکاست. نویسنده در توصیف و زندهساختن صحنهای اجتماعی همانقدر تلاش میکند که رماننویسان دیگر به پروراندن سیرت قهرمانان خود میپردازند. آدمها، در برابر جامعه، در مرتبهی دوم قرار میگیرند. نویسنده میخواهد تأثیر محیط اجتماعی، و بهویژه محیط اقتصادی، را بر افراد نشان دهد. بنابراین باید محیط را زنده و درحال حرکت ترسیم کند. تکههایی از ترانههای روز، نطقهای سیاسی، تیترهای روزنامهها، بیوگرافی اشخاص واقعی و «تاریخی» -که زندگیشان با زندگی آدمهای داستان درآمیخته است- لای داستان بُر میخورد. دید «دوربینی» و «امپرسیونیستی»، و حتی «فیلم خبری»، همهی مواد کار دوس پاسوس را تشکیل میدهند. این وارستگی از قیدوبندهای متداول رماننویسی، این خطرکردن، این آمادگی یا دستکم این داوطلبشدن برای طبعآزمایی در انواع شیوهها، در یک کلام این «مدرنیسم»، درسی است که دوس پاسوس از جویس آموخته است. و جوهر این درس عبارت است از پاسخدادن به مقتضیات موضوع کار.
برگرفته از مقدمهی زندهیاد نجف دریابندری بر رگتایم اثر ای.ال. دکتروف
اثر پیش رو مجموعهای سهجلدی از رمانهایی موازی است که توسعهی تاریخی جامعهی آمریکا در سه دههی نخست قرن بیستم را تصویر میکند و زندگی 12 شخصیت مستقل را شرح میدهد. شخصیتهایی که هرچند زندگی آنها از یکدیگر مجزا است اما گاه در دل داستان و به واسطهای با یکدیگر ملاقات دارند.