ایمانوئل کانت در سال ۱۷۲۴ در کونیگسبرگ، مرکز پروس شرقی، در خانواده ای متوسط و مسیحی از مذهب متقدسان لوتری زاده شد. نیاکان کانت، آلمانی نژاد و خانواده پدرش اهل تیلزیت بودند. پدرش، یوهان گئورک کانت، سراج یا چرم کار معمولی با درآمدی ناچیز و خانواده مادرش، آنا رگینا رویتر، نیز در همان صنف مشغول بودند.کشیش خانواده کانت، فرانتس آلبرت شولتس، مدیر مدرسه فریدریش نیز بود. وی با پی بردن به نشانه های هوش استثنایی در دومین پسر خانواده معمولی کانت، برایش یک فرصت آموزشی را برنامه ریزی کرد که برای بچه های طبقه اجتماعی والدینش نادر بود. کانت در این مدرسه، زبان لاتین و موضوع های دیگر را به قدر کفایت آموخت تا اینکه در ۱۶ سالگی، (سال ۱۷۴۰م) وارد دانشگاه آلبرتوس کونیگسبورگ شد. از مدارک دانشگاه مشخص نشده که او را برای رشته الاهیات ثبت نام کرده باشند. اما او به آموختن علوم طبیعی و به خصوص فلسفه و فلسفه علوم طبیعی و ریاضیات زیر نظر یوهان گوتفرید تسکه و مارتین کنوتسن پرداخت. در سال ۱۷۴۶ اولین نوشته خود را با نام نظریاتی در مورد ارزش واقعی نیروی زنده منتشر کرد که ظاهراً برای تز دکترای خود آماده کرده بود اما در اعتراض به نظرات پروتستانها و استادش مارتین کنوتسن آن را به آلمانی منتشر می کند. وقتی پدر او در سال ۱۷۴۴ به سختی بیمار و در سال ۱۷۴۶ فوت می کند، نه تنها مجبور می شود هزینه خود بلکه هزینه دو برادر و خواهر کوچک تر از خود را نیز تأمین کند. برای همین کونیگسبورگ را ترک می کند و به عنوان معلم سرخانه مشغول به کار می شود، ابتدا تقریباً تا سال ۱۷۵۰ نزد خانواده یکی از کشیشان اصلاح طلب به نام دانیل ارنست آندرش و سپس تا ۱۷۵۳ نزد خانواده ماژور برنهارد فریدریش فن هولزن. کانت همچنان در این سالها دانشجوی دانشگاه آلبرتینای کونیگسبورگ نیز بود. سومین موقعیت کاری وی نزد خانواده کیزرلینگ در قصر والدبورگ کاپوستیگال نزدیک کونیگسبورگ بود که راه را برای ارتباط با طبقه اجتماعی بالای آن شهر باز کرد. در سال ۱۷۵۵ پایان نامه خود را ارایه می کند و فارغ التحصیل می گردد. وی در همین سال نیز اولین اثر مهم خود را منتشر می کند، تاریخ عمومی طبیعت و نظریه آسمانی، اما مورد توجه قرار نمی گیرد. اولین درخواست او برای تدریس در رشته منطق و متافیزیک در دانشگاه اش در سال ۱۷۵۹ رد می شود. در سال ۱۷۶۴ پیشنهاد تدریس در رشته هنر شاعری را نمی پذیرد. کانت از ۱۷۶۶ تا ۱۷۷۲ به عنوان دستیار کتابدار در کتابخانه قصر پادشاهی کار کرد و این اولین شغل ثابت وی بود. به علاوه وی در شهر ینا و ارلانگن هم تدریس می کرد تا این که بالاخره در سن ۴۶ سالگی در سال ۱۷۷۰ کرسی پروفسور رشته منطق و متافیزیک را در شهر کونیگسبورگ به دست می آورد. در همین سال اثر تازه اش را با عنوان اشکال و دلایل دنیای ذهنی و عقلی را منشر می کند. وی در سال ۱۷۷۸ درخواست وزیر فرهنگ شهر هاله را برای تدریس در دانشگاه معروف آن شهر با حقوقی بالاتر رد می کند. بین سالهای ۱۷۸۶ تا ۱۷۸۸ کانت رئیس دانشگاه کونیگسبورگ می شود. در سال ۱۷۸۷ استاد آکادمی سلطنتی پروس در برلین می شود. ۱۷۹۴ عضو افتخاری آکادمی علوم سن پترتزبورگ می گردد. کانت پانزده سال آخر عمر خود را با مشکلات حاد مأموران سانسور سپری کرد. در سال ۱۷۹۴ او را متهم به تحقیر بعضی از اصول متن مقدس مسیحی کردند. او تا سال ۱۷۹۶ همچنان به تدریس ادامه داد اما به او گفته شده بود که متون مذهبی اش را که با انجیل مطابقت ندارند تدریس نکند. شکوائیهٔ دوست او و ناشر ماهنامه برلین، یوهان اریش بیستر، در نزد پادشاه هم رد شد. کانت و هم نشینانش دور میز، امیل دورستلینگ کانت اغلب به عنوان آدمی با برنامه دقیق و مشخص روزانه معرفی می شود که به خاطر احساس وظیفه، کاملاً بر کار خود متمرکز بود. اما این تماماً درست نیست. وی در دوران دانشجویی ورق باز ماهری بود و در بازی بیلیارد کمک هزینه تحصیل خود را درمی آورد. در جمعی که او با علاقه حاضر می شد، به عنوان جوانی مؤدب و با لباسی مد روز به تن شناخته می شد و با دانش بی پایان خود دیگران را تحت تأثیر می گذاشت و با تعریف ماجراهای بامزه بدون این که خود بخندد باعث سرگرمی دیگران می شد. تنها تزیین خانه اش پرتره ای از روسو بود. خدمتکار او که سربازی آموخته به نام مارتین لامپه بود، هر روز ساعت ۴:۴۵ او را با این جمله از خواب بیدار می کرد: "دیگر وقتش است!" و هر شب ساعت ۲۲ به رخت خواب می رفت. صبحانه اش فنجانی چای و یک پیپ تنباکو بود. سپس برای درس گفتارهایش آماده می شد، که ۵ یا ۶ روز در هفته برگزار می شد، و ساعت ۷ یا ۸ صبح (با توجه به فصل) آغاز می شد. اغلب برای ناهار دوستانش را دعوت می کرد. اما بحث بر سر فلسفه را ممنوع کرده بود. با رفتن مهمانانش غالباً بر صندلی راحتی در اتاق نشیمن چرتی می زد. در ساعت ۵ بعد از ظهر، پیاده روی اش آغاز می شد که زمان آن بنا به قصه مشهور، چنان دقیق بود که ساکنان کونیگسبرگ می توانستند ساعت هایشان را تنظیم کنند. شب های کانت غالباً با معاشرت در خانه دوستان می گذشت. تندیس ایمانوئل کانت در شهر کالینینگراد (کونیگسبرگ), روسیه وی اغلب زندگی خود را در کونیگسبورگ گذراند و در ۸۰ سالگی در ۱۲ فوریه ۱۸۰۴ میلادی درگذشت.در مراسم تشییع جنازه او، مردم از شهرهای مختلف آلمان گرد آمدند تا به مردی بزرگ ادای احترام نمایند. بر سنگ نوشتهٔ آرامگاه وی این جملات حک شده است: «دو چیز، هر چه مکررتر و ژرف تر به آن ها می اندیشم، ذهنم را با شگفتی و هیبت باز هم تازه تر و فزاینده تری به خود مشغول می دارند: آسمان پر ستاره بر فراز من و قانون اخلاقی در درون من.» قبر او در استوا کانتیانا قرار دارد. آثار نخستین همه آثار منتشره وی قبل از ۳۰ سالگی، در باب علوم طبیعی بودند؛ دربارهٔ موضوعهایی در فیزیک لایبنیتسی، اخترشناسی، زمین شناسی، شیمی.وی بنیان گذار رشته «جغرافیای طبیعی» (امروزه «علوم زمین») شناخته می شود. کارهای وی در این زمینه به «تاریخ طبیعی عمومی و نظریه آسمانها» منتهی شد. در این مقاله وی برای نخستین بار فرضیه سحابی ها را دربارهٔ منشأ منظومه شمسی مطرح کرد؛ ولی ناتوانی مالی برای انتشارش، سبب پنهان ماندن آن شد و عملاً برای سال ها ناشناخته ماند تا اینکه لاپلاس اساساً همان فرضیه را با تفصیل ریاضی بیشتری مطرح کرد. وی همچنین در سال ۱۷۵۵ درگیر تأملات نقادانه فلسفی دربارهٔ بنیادهای شناخت و اصول اولیه مابعدالطبیعه ولفی در رساله ای لاتینی شد: شرحی جدید دربارهٔ اصول اولیه شناخت مابعدالطبیعی. اولین بیان دربارهٔ برخی از اندیشه های خاص کانت پیرامون موضوعهایی مثل علیت و تعامل ذهن-بدن و استدلال های مابعدالطبیعه سنتی برای وجود خدا، در این رساله یافت می شود. مخاطبان فلسفی گسترده تر در ۱۷۶۲ جذب آثار کانت شدند؛ هنگامی که مقاله وی با عنوان «در باب تمایز اصول الهیات طبیعی و اخلاق»، جایزه دوم را در یک مسابقه برد و به همراه مقاله برنده در ۱۷۶۴ منتشر شد و تمجیدهای درخور توجهی را از موزس مندلسزون که جایزه اول را برده بود، دریافت کرد.