اگر اسپینوزا صرفا همان فیلسوف خردگرای تواریخ و کلاسهای درس فلسفه بود، که در ساحت سیاسی کمر به نقد استبداد کالونیستی-سیاسی بسته بود، دیگر میشد با خیالی راحت وی را به بایگانیها پس راند، و هرازگاهی در حواشی به او در مقام اپیزودی از تاریخی سپری شده ارجاع داد. اما اسپینوزا با فرورفتن بشریت در کابوس جوامع کنترلی و حکومت ترور ترمیدوریها بازگشته است و به ایجاد اختلال و برآشفتن این خواب ایدئولوگها و اربابان نظم کنونی میپردازد و از سوی دیگر امیدی همواره درون ماندگار را برای رهایی انبوه خلقی نمایندگی میکند که سر آن ندارد که «آدم» شود و تن به بندگی دهد.
این کتاب در چهار فصل با عناوین زیر به نگارش درآمده است:
کتاب مقدس و طبیعت: "مادیت نص کلام، "دیدن بهتر و انجامدادن بهتر: چرا انسانها با همان تئوری برای بندگیشان میجنگند که برای رستگاریشان؟، "بدن انبوه خلق و "هابز و لاک.
نویسنده در کتاب حاضر اسپینوزا را در قامت فیلسوفی به عصر خود فرا میخواند که در آن صاحبان قدرت کوشیدهاند او را از ساحت اندیشه پس بزنند و در حد فیلسوفی بیخطر پایینش بیاورند، و با نگرشی نقادانه تفکر رادیکال و انقلابی او را علیه وجوه محافظهکارانهی اندیشه خود اسپینوزا به کار میاندازد.