کوین جی میشل در کتاب مغز با شخصیت نظریهی مهمی را دربارهی ریشهی رفتارهای انسانی مطرح میکند: شخصیت، عادات و رفتارهای ما بیشتر از اینکه اکتسابی باشند، ذاتی هستند و از ژنتیک نشأت میگیرند، یا آنچنان که خود میگوید: «از سیمکشی مغزمان». نویسنده در کتاب خود سعی در توضیح این مسأله دارد که تقریبا بخش عظیمی از هویت ما پیش از تولد شکل گرفته است.
اثر حاضر در فهرست کتابهای منتخب فوربس قرار دارد.
این کتاب برای کسانی مناسب است که با رویکردی علمی مسائل روانشناسی را دنبال میکنند.
همهی ما دارای ویژگیهایی متفاوتی هستیم؛ خجالتی، اجتماعی، ترسو، بیپروا، خلاق، هنرمند، ماجراجو، سرسخت، حساس، شجاع، مهربان، خیالپرداز، خودخواه، مسئولیتناپذیر یا وظیفهشناس. هزاران سال است که دربارهی این موضوع بحث شده که آیا تفاوتهای بین افراد، ذاتی است یا همهی ما مانند صفحهای سفید متولد میشویم؟ در قرن گذشته روانشناسی فرویدی این ایده را رواج داد که ریشهی گرایشهای روانی ما را میتوان در تجربههای دوران کودکی جستوجو کرد.
اما در سالهای اخیر علم ژنتیک و علوم اعصاب شواهد محکمی ارائه دادهاند که پایه و اساس چنین ویژگیهایی دستکم در زیستشناسی ذاتی ماست. بیشک، تمام والدینی که بیش از یک فرزند دارند، میدانند که فرزندانشان از همان ابتدا با هم تفاوتهایی دارند و این نظریه دربارهی ویژگیهای ذاتی، اغلب به معنی پذیرفتن تأثیر ژنها است. در واقع، کلمات «ذاتی» و «ژنتیکی» اغلب بهجای یکدیگر استفاده میشوند. چنین گفتههایی این باور را منعکس میکند که بسیاری از ویژگیهای روانشناختی ما فقط مربوط به شیوهی تربیت ما نیست، بلکه دستکم تا حدی «در دیاناِی (DNA) ما» وجود دارد. موضوع کتاب مغز با شخصیت نیز همین است، آیا اساسا چنین ادعایی ممکن است؟ چگونه میتوان طبیعت فردی در ژنوم ما رمزگذاری شده باشد؟