انوئل پوییگ (1932-1990) در یکی از شهرهای کوچک، غمزده و فلاکتبار آرژانتین به دنیا آمد. در رشتهی فلسفه درس خواند و سپس تحصیلات خود را در رشتهی کارگردانی سینما در چینه چیتای رم دنبال کرد و آنجا در کلاس کارگردانی با «دسیکا» و در کلاس فیلمنامهنویسی با «زاواتینی» همدرس بود. او کارهای گوناگونی را تجربه کرد و در نهایت به این دریافت از خود رسید که زندگی در شهر کوچک دوران کودکیاش یگانه منبع الهام خلاقانهی او برای نوشتن داستانها و رمانهایش است.
پوییگ این رمان را در دو فصل نوشته است. رمانی که در آن آقای رامیرز، پیرمرد هفتادوچهار سالهی آرژانتینی در آسایشگاهی در نیویورک و لری، مرد جوان سیوشش سالهای که مسئول هلدادن صندلی چرخدار پیرمرد است، گفتوگوهای جذاب و گیرایی با هم دارند. رامیرز و لری دربارهی موضوعات گوناگون صحبت و خاطرات و خیالات بسیاری را با هم مرور میکنند.
مانوئلپوییگ در ژوییهی١٩٩٠ چشم از جهان فرو بست. مرگ این نویسندهی شگفتانگیز در پنجاهوهشتسالگی و در اوجِ قدرتِ آفرینندگی از خُسرانهای بزرگ قرن بیستم به شمار میرود.