دوستی لیلا و النا، با وجود گذشت سالها و رخدادن اتفاقات و حوادث گوناگون همچنان پابرجاست. هردوی آنها که زمانی تلاش کردند از محل زندگیشان ناپل دور شوند، اکنون دوباره در آن حضور دارند. یکی در پی زندگی کردن با کسی است که همیشه عاشقش بوده و دیگری کارآفرینی موفق است که زندگی شخصیاش چندان خوب پیش نمیرود...
شگفتانگیز… گیرا… حماسهای خارقالعاده.
میچیکو کاکوتانی، نیویورک تایمز
بهطرزی بسیار خوشایند اعتیادآور… شاهکاری جامع و درعینحال صمیمی از قصهگویی.
سونیل دیرانیگالا، مجلهی اپرا
فرانته با توانی مختص سیستمهای هواشناسی با نامهای زنانه مینویسد.
جنیفر گلیمور، لس آنجلس تایمز
اگر النا فرانته را نخواندهاید، مثل این است که فلوبر ۱۸۵۶ را نخوانده باشید… قطعا باشکوه است.
گراناتا
داستانهای ناپل بهترین کتابهایی هستند که امسال خواندهام، با فاصلهی بسیار… فرانته بیشتر سبکهای نویسندگی معاصر را زیر سایه خود میبرد.
ریچارد فلانگن، برندهی جایزهی بوکر
آکندن داستانی تخیلی با انرژی ناب زندگی -نه فقط برای ریختن واژهها روی یک صفحه، بلکه برای خلق نیرویی غریزی- بزرگترین دستاورد هنری… فرانته چنین کرده است.
کلر مسد، فایننشال تایمز
شاهکاری از انهدام قدرت و تاثیر عاطفی.
کاترین تیلور، لیتررری ریویو
فرانته برای ناپل همان است که دیکنز برای لندن بود. اصیل، باشکوه، افسونگر.
جفری آرچر، نویسندهی کتاب داستانهای کلیفتن
داستانهای ناپل اوج مهارت اوست.
وینتی فر
سری داستانهای ناپل فرانته یکی از دستاوردهای بزرگ ادبیات مدرن است.
ایندیپندنت