اَنی بیرز در زندگی خود چیزی کم ندارد. خانهای رویایی، شوهری دوستداشتنی و دختری زیبا دارد. روزی که اَنی دخترش را به مطب دکتر میبرد روزی است مثل هر روز دیگر، تا اینکه او تصادف میکند و چند ساعت بعد وقتی در بیمارستان بههوش میآید و سراغ دخترش را میگیرد، دکترها به او میگویند که او اصلا بچه نداشتهاست. اَنی خیل زود متوجه میشود زندگیاش کاملا فرق کردهاست و او و همهی نزدیکانش شخصیت متفاوتی پیدا کردهاند؛ گویی داستان زندگی زن از نو نوشته شده است.
اَنی در این زندگی جدید هنرمندی مشهور است که در آستانهی جدایی از همسرش قرار دارد و دختر پنجسالهاش و همهی خاطرات پنج سال مادر بودنش نیستونابود شدهاند. آنی سعی میکند از راز دگرگون شدن زندگیاش پرده بردارد و در این راه به حقایقی تکاندهنده و حیرتانگیز پی میبرد.
میدوست ریویو درباره این کتاب نوشته: روزی مثل امروز» شاهکاری ادبی در سبک رئالیسم جادویی است. این رمانِ مسحورکننده نشان میدهد که نویسندهاش در نوشتن قصههای نو و روایتمحور استعدادی فوقالعاده دارد.
از دیدگاه گلندی وندرا، اثر کلی مک هوشمندانه، غمانگیز و شاعرانه است و به زیبایی به مسالهی انتخابهای ما در زندگی میپردازد.
باربارا دیویس رمان حاضر را اثری توصیف میکند که باعث میشود خواننده خود را در موقعیتهای دیگران قرار بدهد و و با شادیها و غمها و عشقها و حسرتهای آنها زندگی کند.
کلی مکنیل اهل پیتسبرگ در پنسیلوانیای آمریکاست که تا پیش از آنکه به نویسندهای حرفهای و تماموقت تبدیل شود، در حوزهی سرگرمسازی و برگزاری کنسرتهای موسیقی و رویدادهای تئاتری فعالیت داشتهاست. او مدتی را در منطقهی کتسکیلز نیویورک زندگی کرده و اکنون در جنوب فلوریدا سکونت دارد.
سیدرضا حسینی، متولد ۱۳۴۸ در رفسنجان، و دانشآموختهی ارشد روانشناسی از دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی است. از این مترجم ترجمهی رمانهای «بازگشت»، «آنجا که جنگل و ستارهها به هم میرسند»، «خاک آمریکا» و «آخرین چیزی که او به من گفت» در نشر آموت منتشر شده است.