در این کتاب، خاطرات سیبیل لاکان از پدرش، در برشهایی تکهتکه و جاافتاده روایت میشود و شخصیتی را توصیف میکند که با غیبت وارد زندگیاش میشود. «پدر» با عنوان تکمیلی «معما» فضاهایی خالی را برجسته میکند و در واقع، اولین معنای پدری برای سیبیل، غیبت است که حضورش به اندازهی نبودش است. این اثر منحصربهفرد، خواندنی و تقریبا شاعرانه روایتی کوتاه از مناسبات پرکشاکش ولی پنهان پدر و دختری است که یک سوی آن خودش را «ثمرهی ناامیدی» میداند. پدر در نظر سیبیل، ردپای کسی را نشان میدهد که غایب است ولی فرزند نامش را یدک میکشد.
لاکان دربارهی اثر خود اینگونه گفته است:
نوشتهی حاضر نه رمان است و نه زندگینگاریای شستهرُفته. حتی داستان هم نیست. در اینجا جزئیاتی از خودم درنیاوردهام که نوشته را جذابتر یا آن را غنیتر جلوه دهم. میخواهم بار دیگر همهی اتفاقاتِ مهم و مهیجِ بین من و پدرم، چه حزنانگیز و چه مفرح، را از نو زنده کنم. میخواهم از پدرم صحبت کنم، نه از ژاک لاکانِ روانکاو. این کتاب کاملا شخصی و مبتنیبر خاطرات من و برداشتم از وقایع گذشته تا به امروز است.
دربارهی متن حاضر مجبور شدم بارها و بارها آن را ویرایش کنم و کلماتی مناسب بیابم و اضافات را تا حد ممکن حذف کنم. ناگفته نماند یادآوریِ خاطرات هم کاری طاقتفرسا بود.
عنوانِ معما به این واقعیت اشاره دارد که متن حاضر را نه به سیاقی یکپارچه که آن را در آشفتگی نوشتهام و این نوع قطعات را «انفجار» مینامم، یا بهتر است بگویم عیانشدنِ آمرانهی آنها را در حافظهام دنبال کردهام، مصمم بر اینکه تا پایان مرتبشان نکنم، زیرا نوشتن این کتاب در غیر این صورت ممکن نبود. به یک معنا کورکورانه نوشتهام، بیآنکه از پیش طرحی دقیق داشته باشم، چه در معنایِ دوراندیشی و چه در معنای متعارف آن: بیآنکه بدانم انفجارها و تکهها و بخشها به کدام صحنه یا تصویر تعلق دارند.