سرژ شالاندون ۶۷ساله که هفت رمان در کارنامهی ادبی خود ثبت کرده، با دومین رمانش به نام داستان یک قول موفق شد جایزهی مدیسی (Prix Medicis) را در سال ۲۰۰۶ از آن خود کند. خانهای با اتاقی زیرشیروانی و پنجرهای بلند، یک زوج سالخورده و دوستداشتنی، هفت دوست صمیمی، کافهای در شهر و یک «قول» هستهی مرکزی داستان این کتاب را شکل میدهند. خانهای در حاشیهی یک دهکدهی زیبا که ساکنینش زوج سالخوردهای به نام اِتیِن و فووِت هستند و هرگز از عشق ورزیدن به هم دست نکشیدند. آنها زمانی که جوان بودند بچههای دهکده را به خانهی زیبای خود دعوت میکردند تا برایشان کتاب بخوانند. بچههایی که سالها بعد قدردانی خود را از اتین و فووت دریغ نکردند. بعد از فوتِ این زوج سالمند، حالا گروهی متشکل از هفت دوست که یکی از آنها برادر اتین هم هست، با هم قرار گذاشتهاند و به هم قول دادهاند که هرکدام یک روز از هفته را به سرزدن به خانهی اتین و فووت اختصاص دهند؛ هفت دوست و هفت روز هفته...
سرژ شالاندون روزنامهنگار و نویسندهی ۶۷سالهی فرانسوی است که از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۷ بهعنوان یک روزنامهنگار در نشریهی لیبراسیون مشغول به فعالیت بود و اتفاقات مربوط به ایران، عراق، سومالی، لبنان و افغانستان را پوشش میداد. وی در سال ۱۹۸۸ برای مقالهای که راجعبه ایرلند شمالی و کلاوس باربی (از رهبران حزب نازی و سران گشتاپو در طول جنگ جهانی دوم بود) نگاشته بود، موفق به دریافت جایزهی آلبرت لاندرس شد. شالاندون تاکنون هفت رمان به رشتهی تحریر درآورده که رمان دوم وی با نام «داستان یک قول» جایزهی مدیسی را در سال ۲۰۰۶ برای او به ارمغان آورد. یکی دیگر از رمانهای درخشان وی «بازگشت به کیلیبگز» است که موفق به دریافت جایزهی بزرگ رمان فرهنگستان فرانسه گردید.