«من رو یادت هست» نوشتهی سوفی کینسلا، نویسندهی پرمخاطب انگلیسی است که او را با رمانهای جذاب و پرماجرا میشناسند. در رمانهای او طنز ظریفی با داستانگویی همراه میشود. نویسندهای که با نثری صمیمی و روایتی روان، دنیای زنان و دغدغههای امروزی آنها را روایت میکند. کینسلا در رمان «من رو یادت هست» ماجرایی متفاوت و خاص را تجربه کرده است.
اگر شما همین امروز، خودتان، افکار، داشتهها و نیازهایتان در چهارسال قبل بودید، چه مسیرهایی را برای زندگیتان انتخاب میکردید؟ اگر بهیکباره در زمدگی امروزتان ظاهر میشدید، آن را باور میکردید؟
«من رو یادت هست» رمانی است که ماجراهای آن شخصیت اصلیکتاب و خواننده را به یک اندازه غافلگیر میکند.
زنی به نام لکسی اسمارت که بر اثر یک حادثهی رانندگی، سه سال از حافظهاش را از دست داده، در تلاش برای بهیادآوردن خاطراتش است؛ او از شنیدن واقعیتهایی که در این بازهی زمانی برایش رقم خورده، غافلگیر میشود. لکسی برخلاف آنچه به یاد دارد، زنی متاهل و ثروتمند است. او که زندگیش را به نسبت گذشته، خوب و بینقص میبیند، در پی یافتن چرایی بههمخوردن رابطهاش با دوستان صمیمیش،متوجه رازهایی میشود که سرنوشتش را دگرگون میکنند.