لونر فیشر در کتاب مرد بارانی به روایت داستان مردی میپردازد که برای دست یافتن به ثروت پدرش، تصمیم میگیرد برادر بزرگتر خود را برباید. در این کتاب جذاب با اتفاقات احساسی و جذابی که این دو برادر از سر میگذرانند، همراه میشویم.
کتاب زندگی دو برادر به نامهای چارلی و ریموند را روایت میکند. چارلی که در کار تجارت اتومبیلهای لوکس است، تصور میکند بعد از پدرش، پول زیادی به او به ارث خواهد رسید. اما ماجرا به طرز متفاوتی رقم میخورد. بعد از مرگ پدر، تمام دارایی و اموال به کسی میرسد که چارلی او را نمیشناسد. مردی که در بیمارستان زندگی میکند و برادر ارشد چارلی است. برادری که چارلی هرگز از وجود او با خبر نبوده است! آنها با یکدیگر ملاقات میکنند و زندگی جدید و شگفتانگیزی برای هر دوی آنها آغاز میشود.
میتوان کتاب مرد بارانی (Rain Man) را یک داستان عمیقا احساسی نامید. این اثر بر اساس یک فیلم مهم با بازی تام کروز و داستین هافمن و کارگردانی بری لوینسون ارائه شده است. این فیلم موفق، برای 8 جایزهی مهم سینمایی کاندید شد و بسیاری از آنها را دریافت کرد. داستان این کتاب واقعی نیست؛ اگر چه بسیاری از واقعیتهای زندگی یک فرد مبتلا به اوتیسم را به تصویر میکشد. همچنین شخصیت ریموند در فیلم از چندین زندگی واقعی از جمله کیم پیک الهام گرفته شده است.
لیونر فلیشر (Leonore Fleischer) این کتاب را در سال 1989 به تحریر درآورد. این رمان برجسته به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شده و خوانندگان فراوانی را به تحسین وا داشته است. نویسنده ضمن این داستان، پذیرش خود و دیگری، رنج، خودیابی و خوشی را ترسیم میکند.